میگه شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
راست میگه من مدتهاست مجنون نیستم. عشق برام با س ک س فرقی نداره و فقط و فقط به میلم برانگیخته میشم. حتی غمی به دلم ننشسته از بی یاری و بی عشقی
پووووف
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
میم حال و روز روحی خوبی ندارد. مدام عصبانی است و به عالم و آدم گیر میدهد. م پیامی نداده و غمی البته اگر مشکلاتم با میم بگذارد، روی دلم نشسته. تهاش چی؟ هیچی. میم که اینقدر دوستم داره میگه ازم خسته شده. چی بگم و چی بخوام... حالم خوش نیست و تین ناخوشی معلوم نیست تا کی قراره ادامه پیدا کنه. دارم هر روز می جنگم برای زندگی و دراومدن از چاه افسردگی و هر روز هم یه داستان دارم.... بساطیه... به چی دلم خوشه؟ چرا چارچنگولی چسبیدم به زندگی؟ نمی دونم شاید فقط ترس از مردنه ...
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
دیشب محزون بودم، حزنی گنگ به بهانهی نامجو بود یا چه نمیدانم. شب خواب استاد را دیدم، با او زمانی را گذراندم و بوسیدمش و تمام. بیدار شدم از شوق خوابم نمیبرد، نیم ساعتی غرق خواب قبلی بودم.
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
تجربهی امروز: حزن و اشک ارگاسم روح است
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
تمام.
م تمام شد.
بیطاقتی نکن دلم.
تو همین رو میخواستی، یه غم... یه غم شیرین...
این هم غم شیرین.
مزه مزه کن مثل اسپرسوی تلخ هر روزت و صبر کن تا به جانت بنشینه.
این غم هم رفتنیه، مثل شادی، مثل درد، مثل همهی داشتنیهای خوب و بد.
باید که صبر کنی و بذاری ته نشین بشه.
م یا هر کس دیگهای ... فرقی نمیکنه... تمام میشه همه چی پس خوب دل بده به لحظهها و عمیق درکشون کن تا تموم بشن
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04
لیس فی الدار غیر نفسی دیّار
حال خوبی ندارم، مثل مجنونها میمانم. بدنبال گریزگاهی برای این تنهایی و بی کسی میگردم. درد و سوزش معده دارم و عاطل و باطل دور خودم میگردم.
رو تخت تنم یک رباط مچالهست
درد هنوز کرختم نکرده و به هرچیزی دست میبرم تا مسکنی برلی دردم بشه.
درد دارم. درد جدایی و تنهایی و بیکسس.
خودم خواسته بودم. باید طاقت بیارم تا بزرگ بشم
ما را در سایت ترسها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:04